رمانتی سیسم....صدای سکوت...و من

روبروی پنجره نشستم و دارم کتاب میخونم یه آهنگ از موزارت گذاشتم که به نظر من خیلی به این فضای برفی میاد...

چه جالب الان که میخوام این فکرای ذهنمو بنویسم رسیدم به فصل رمانتی سیسم در فلسفه...احساس،عشق،تخیل،طبیعت، اشتیاق....تاکید بر اهمیت هنر در معرفت انسان...

درختی که تو حیاطمونه شاخه هایی داره که انگار میخواد بهم حمله کنه...شاخه های لختی که هیچ برگی ندارن سکوت مرگباری که حاکمه...که هروقت برف میاد فضا اینجوری میشه و این حسو تو من بیشتر میکنه....بعضی موقع ها از این شاخه ها میترسم..انقدر نزدیک به پنجره ان که که میترسم یه روزی بشکنن و بیان و ..........واااااااااااااااااای

بهتر که نگاه میکنم به یه تضادی میرسم....شاخه های مورب و پیچیده تو هم وقتی از روی اون دیوار آجری که یه ساختار منظم داره عبور میکنه ...مبانی جدیدی رو به وجود میاره....نکنه دیوار هم مثه من میترسه

انقدر همه جا ساکت و آرومه که صدای خشم درخت رو میشنوم...صدای دیوار هم میاد...

فقط صدای من نمیاد....چون...تو فکرام غرقم....

چرا فکر میکردم بتهوون با باخ و هندل از لحاظ  موسیقیایی مثه هم بودن...؟؟؟؟؟؟؟

چه احمقانه فکر میکردم....آخه باروک چه ربطی داره به رمانتی سیسم....

اه ....ساااااکت...انقدر این درخته و دیوار با هم حرف میزنن که نمیذارن فکر کنم...به بابا مگم بیاد شاخه هاتو کوتاه کنه(زبونتو ببره)....میدونی که تقصیر توئه چون خطوط مورب از لحاظ مبانی پرهیجانترن تا خطوط افقی و عمودی....پس خفففففففففففه شو

وااااااااااااای.....صدای سکوت داره دیوونم میکنه...صدای افکارم خیلی زیاد شده...

گاهی موقع ها صدای سکوت از هر صدایی آزاردهنده تره

و گاهی موقع ها هم بیرنگ بودن از هر رنگی پررنگتره.....

اینم نظریه جدید من....هه

/ 5 نظر / 9 بازدید
مهرداد

خیلی ممنون از نظرت درباره کارهام. راستش تو آبرنگ بیشتر تکنیک خیس در خیس رو دوست دارم البته هنوز تو آبرنگ خیلی نوکارم ولی می خوام از اول یک مورد رو ادامه بدم.واقعا چه خداییی بوده اون که آبرنگو اختراع کرده. البته خود خدا قبلش این کارو تو آب رودخونه ها کرده. وای خیلی حرف زدم. دوتا مطلب آخرتونو خوندم واقعا فضاسازی قشنگی داره اولی. در مورد دومی راستش یه مدتی که فکر منو هم مشغول کرده . یکی از معلم هام می گفت آدم ها روزی 500000 بار متوسط به آینده و گذشته فکر می کنن که در برابر فکر کردن به حال خیلی بیش تره و باید تمرین کنیم تا به حال بیشتر فکر کنیم. من سعی میکنم زمان رو با نقاشی نگه دارم البته به نظرم نقاشی مثل عکس لحظه رو نگه نمیداره یک بازه از زمان رو نگه می داره. دوباره از توجهت ممنونم.

اردشیر

رکوییم موزارت بسیار زیباست.

پوریای

این طبیعت خیلی عجیبه! شاخه و پنجره عجیب تر! درسته که زیاد حرف میزنن ، ولی من حرفاشون رو دوست دارم!ا شاخه های پنجره ی من اصلا قصد حمله ندارن! فقط حسابی خودشونو چسبیدن که نشکنن ، نریزن. توی سکوت یه دنیا حرفه، توی هر حرفی یه سکوته! مثل فاصله رنگ و بیرنگی!ا . . میدونم نگرفتی چی گفتم!!!

آقای آبی دیوانه یوسکی شوخ گوارا

آه نسبت به اسم رمانتی سیسم کهیر میزنیم!ژان ژوک روسو ی بی فکر و احساسی چیزی ساخت که فقط مخصوص رجاله ها و عاشقان باشد!مثلا آن ولتر هم جنس گرا چه چیز می توانست رو کند؟تنها ویکتر هوگو و گوته را می توان در بین اینان استثنا کرد.مکتب فقط ناتورالیسم و به خصوص رئالیسم! امضا:تف:D