بوی کافور...

و چیزی در حال خفه شدن است...

انگار که هوایی نباشد...

وچه آرام بوی کافور میدهم...

/ 7 نظر / 6 بازدید
فیلسوف تنها

سر دار بلند بود! قلاب برایم گرفتی... تا سرم به قلاب دار برسد... می بینی تو هیچ گاه در رفاقت کم نمی گذاری!

فیلسوف تنها

پاییز تنها برگی از درد و دل من بود! برای سالیانی که زانوان تنهایی ام بدجوری ذوق ذوق می کرد../..! [گل]

فیلسوف تنها

سلام دوست عزیز. خوشحالم کردی که سر زدی. نه این تصویر مال دورر نیست.تصویر قبلی که گذاشته بودم و الان به جای تصویر خودمه مال دورره...[گل]

فیلسوف تنها

نهالی خردم باغبانم باش وگرنه دست این پاییز ریشه ام را به باد خواهد داد../.[گل]

سینا

مرا از آستین خیس همان پیراهن آشنا بشناس