وجودی معلق در گورستان عدم

فلسفه و هنر معشوقه های من هستن

مغزمان سورئالیده است....
راست گفت : ساتیر - ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز ٢٦ دی ۱۳۸٩
 

فکر کنم دوباره مغزمان با دنیا سرناسازگاری گذاشته...سورئالیده...

همش میفکرم که درخت توی حیاط جوونه زده...

2000and gone ...اینو که میگوشم بیشتر فکر میکنم که جوونه زده است...

مغزم با واقعیت لج شده...واقعیت از منظر مغز خودمان را می گوییم...

نه فکر کنم قطره چشممان را نریخته ایم...

انقدر درد و مرض داریم که نمیدانیم مشکل از کجاست...

درون مغزمان قطره نچکانده ایم....

یا چشمانمان از فکر کردن ساقط شده...

کلا همه چیز مخلوط شده...مانند استفراغ که فکر کنم همه مستفرغ شده اید و دیده اید...

یا مثل(....) که نباید چیزها را زیاد باهم بخورید...

نکته: حتما زیادی چیزی مصرف کرده ام که اینگونه شده ام...

"راست گفت بنده خداوند بالا مرتبه و بزرگ"


 
comment افکارسیاه()