وجودی معلق در گورستان عدم

فلسفه و هنر معشوقه های من هستن

هایدگر و زمان و من....
راست گفت : ساتیر - ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱٤ دی ۱۳۸٩
 

یه مطلبی از هایدگر خوندم برام جالب بود خیلی سعی کردم بفهمم ولی نمیدونم واقعا درک کردم یا نه ولی تو مطلبی که خوندم به یه نوشته جالب برخوردم....که عاشقش شدم...

هایدگر میپرسدکه این اکنون چیست  وآیا من انسان برآن چیرگی و احاطه دارم یا نه؟؟؟؟؟

آیا این اکنون من هستم یا فرد دیگری ست؟؟؟ اگر اینطور باشد پس زمان خود من هستم و هر فرد دیگر نیز زمان است و ما همگی در باهم بودنمان زمان هستیم و هیچکس و هرکس خواهیم شد.

واااااااااااااااای با این دیدگاهش کلی حال کردم خیییییییییلی عالیه پر از ایده اس....

آخه من به هر چیزی یه عنوان ایده گرافیکی برای پوسترام نگاه میکنم....

فکر کنم از فردا هرکیو مثه یه نمادی از زمان ببینم...یکی ساعت یکی عقربه یمی شاعت شنی....شاید خشنترین آدمو مثه عقربه ببینم چون عقرب یه جورایی میشه گفت نمادش هست....از فردا تو خیابون کلی زمان میبینم...یعنی وجود انسانها باعث وجود زمان میشه؟؟؟؟

چند روزی بودبه زمان  فکر میکردم مخصوصا از اون موقعی که هروقت به ساعت نگاه میکنم دقیقه و ساعت یه عدد رو نشون میده...23.23....19.19....

اعصابم خورد میشه انگار شدم مثه همین قضیه ای که هایدگر مطرح کرد...

نکنه زمان من....اکنون من....تکراری باشه؟؟ نکنه تو تکرار افتادم و خودم خبر ندارم

نه نه....جدیدا سرم خیلی شلوغ تر از قبله....ولی نمیدونم این زمان چی میخواد بگه...

زمان من تغییر کن

اکنون منو تغییر بده....

راستی اگه از شما بپرسم دوس دارید چه زمانی رو نشون بدید چی میگید؟؟؟؟؟

(یه کمک: من عاشق رشته ام هستم ولی واقعا فلسفه رو هم دوست دارم....میخوام فوق لیسانسمو فلسفه هنر بزنم...شماها میدونید کدوم دانشگاه ها تو تهران دارن؟؟؟؟؟؟....سپاسگزار میشم کمک کنید)

 

 


 
comment افکارسیاه()